top
logo

کاربران

سایت پذیرای 6 مهمان آنلاین
اعضاء : 51
محتوا : 191
لینک های وب : 7
بینندگان محتوا : 196126

Page Rank Check
بحرطویل >> گفتگوی غذا های ایرانی و فرنگی
گفتگوی غذا های ایرانی و فرنگی مشاهده در قالب PDF پرینت فرستادن به ایمیل

 

بحر طویل

 

گفتگوی غذا های ایرانی و فرنگی
 
1- طرفدار غذاهای ایرانی                     2- طرفدارغذاهای فرنگی
 

1- سفره آماده و مردم همه آزاده و بینی چو بادمجان و فسنجان، خورشهاست مهیا و چه بسیار مربا و مصفا و معطر، مشهی و مزعفر، نشسته به وسط با فر و شوکت ، چلو روی سفید و پلو بره شهید و همه هم فرد و وحید و چاکرانش ببر و دور و برش، پاک روانند و دل از دست ربایند و چنینند و چنانند ، که از آن کوکبه و دبدبه و طنطنه وهلهله و ولوله مبهوت شوی ، پاک چو هاروت و چو ماروت شوی ، عقل تو از سر رود و قلب تو از بر رود و عاشق شیدا شوی، از عشق غذاها چو مجنون زمانه

 

2- چه خطا کاری و پر چانه، چه بیچاره و دیوانه ، چه گویی و چه جویی تو زشربا و کلمبا ، از آن آش قلمکار ، از آن رشته بی عار ،  که تو چاره نداری از این ناله و زاری، از این روده درازی، از این صحبت و بازی که نخوردی و ندیدی نه یک لقمه چشیدی و نه یک حرف شنیدی ، از آن ( بیفتک ) و (کتلت) از آن (راگو) و (املت) از آن (ژیگو) و (سابلت) یکی روح فزاید یکی غم بزداید چه گویم ز(فری کاسه) و(مازه) بسی حرف درازه ، لذیذند و عزیزند و تمیزند و نفیسند و انیسند و جلیسند و یگانه


1- آری آری که تو حق داری از آن کتلت (قورباغه) از آن املت (تسباغه) ندانم ز فری کاسه و (چلپاسه) سخن ساز کنی درد دلت باز کنی. بی خود آواز کنی هم دو لبت غاز کنی ، چون به مذاق تو گوارا و مهناست، معلا و مصفاست ، مقوی و مشهی است ، خورشهای فرنگی چه دبنگی و جفنگی که ندانی چه گواراست خورشهای فسنجان ، چه گویم ز کوکو و ز بریان ، از آن دلمه بادمجان ، ز بورانی و سوهان ، ز نعناع و ز ریحان از آن زیره کرمان از آن کوفته معلا از آن فرنی مربا ز بالنگ مهنا از آن خورش باقلا از آن منظرحلوا از آن پیکر زیبا از آن راحت حلقوم، از آن طلعت معلوم از آن پشمک معصوم ، تو آزرم کن و شرم کن از ریش سپیدش از آن طعم لذیذش، تو خود (تارت) مگو (تورت) مگو کان ها همه هیچ است و میانه


2- گفته ها گفتی و در سفتی و صحبت به سر آمد که مرا دردسر آمد این همه نام شمردی بسا گام سپردی و بسا لب بفشردی ز  غذا های زمانه بسخن و فسانه ، مرا درد دل آمد چو تو را پا به گل آمد ، بگو تا به کی این صحبت بیجا از آن فرنی و حلوا از آن کوفته معلا که بجز درد دل و درد (بل1) و درد سر و درد بر و زحمت معده محنت روده چه اثر یا ثمر آید از آن دلمه بادمجان از آن کوکوی شیطان، ندانی تو غذاهای دگر قند وشکر بهتر و برتر ببین تا بشمارم بنگارم بفشارم بسپارم  ز دهان آب رود و ز دل تو تاب رود کوفته بر خواب رود دلمه ز بشقاب رود (سوپ) چه خوب است چه مطلوب چه مرغوب خوری کتلت و بس (کمپوت) و شیرین شودت کام که یادی نکنی دیگر از آن پشمک پر ریش  و ز حلوای بداندیش کان ها همه باد است و فسانه


1-بل کلمه ترکی به معنی کمر

 

نظر ها
افزودن جدید جستجو RSS
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
آه در اشعار پارسی

بهر  تو ام  كشند  و  تو  آهي نمي‌كني                   اي ... ادامه مطلب
تاریخچه نوروز

آمد بهار و  برگ گل از  شاخ  بر دمید        بلبل  سرود نغمه ... ادامه مطلب
خواب !

مردی در مجلس بیداران بخفت ناگاه تیزی از موضع نشستن چون تیر از او... ادامه مطلب
شرم در اشعار پارسی

 ترا پاك  آفريد  ايزد ز خود  شرمت  نمي آيد         كه روزي پاك... ادامه مطلب
هفت خال

مجموع نقطه هاي هر دو سمت مقابل از طاس «كعبتين» : در كعبتين مقابل يك... ادامه مطلب
شمع در اشعار پارسی 1

 پروانه   بر آتش زند    از بهـــر   تـــــو   خود    ... ادامه مطلب
تبریز در اشعار پارسی

 اين همان تبريز دريا دل كه چندين روزگار          سدّ سيل دشمنان... ادامه مطلب
گيسو در اشعار پارسی

  دوش در حلقه ما قصّه گيسوي تو بود         تا دل شب سخن از سلسله... ادامه مطلب
رشك وحسد دراشعار پارسی

 هرگز  حسد  نبردم   بر   منصبيّ  و  مالي           الاّ  بر... ادامه مطلب

bottom

webmaster : R.Sharabiani Copyright © 2009. All Rights Reserved