بدیهه سرائی 1
در چهار مقالة نظامي عروضي آمده است كه طغانشاه فرزند الب ارسلان با احمد بديهي نرد بازي ميكرد. در پايان بازي شاه به يك جفت شش احتياج داشت تا بازي را ببرد. طاسها را انداخت به جاي دو شش دو يك افتاد سخت برآشفت و ناراحت شد. نديمان از ترس چون بيد ميلرزيدند كه مبادا خون جاري شود ارزقي هروي شاعر، حاضر بود چون اوضاع را چنين ديد از جا برخاست و اين رباعي را فيالبديهه بساخت: آن خال كه كرده بود شاهنشه يــــــــــــاد در خــدمت شـــــــاه روي بر خـــاك نهـــاد گر شاه دو شش خواست دو يك نقش افتاد تـــا ظن نبـــــــري كه کعبتین داد و نداد امير طغانشاه با اين دوبيتي چنان متحوّل شد و به نشاط آمد و خوش طبع گشت كه دهان شاعر را پر از زر كرد.
|