| خال در اشعار پارسی |
|
|
|
| دوشنبه ، ۲۴ فروردين ۱۳۸۸ ، ۱۴:۳۷ | ||||||||||
|
صافي اصفهاني
دستي كه گاه خنده بر آن خال ميبري اي شـوخ سنـگـــدل دلم از حال ميبري شهريار
لب شيرين تو هم قوت بود هم يــاقوت خـــــال گيراي تـــو هم دام بود هم دانه قصاب كاشي
زان خال عنبرين نتوان سرسري گذشت هـر نقطه زين صحيفه محل تـــامّل است صائب تبریزی
بر صفحة عذار تو از نقطه هاي خــــال كرده است كلك صنع نشان بوسه گاه را صائب تبریزی
زلف او فتنه و خط آفت و خال است بلا آه از آن روز كه اين هر سه دهد دست بهم صائب تبریزی
اختر برج سعادت مركز پرگار حسن تخم آه آتشين يا خال عنبر پوست اين صائب تبریزی
گوشه گيران زود در دلها تصرّف ميكنند بيشتر دل ميبرد خالي كه در كنج لب است صائب تبریزی
خيال خال تو با خود به خاك خواهم برد كه تا ز خال تو خاكم شود عبير آميز حافظ
ور چنين زير خم زلف نهد دانه خال اي بسا مرغ خرد را كه به دام اندازد حافظ
فريب خال لبش خوردم و ندانستم كه دام كرده نهان در قفاي دانة خويش رهي معيّري
شدگوشه نشين خال تو در كنج لب آري كار همه دل سوختگان گوشه نشيني است بيدل كرمانشاهي
خال در گوشة ابروي تو چون سوختگان بر نياز آمده در گوشة محراب همي دكتر صدرات
اختر بيطالع من در بساط آسمان خال موزون است بررخسار زشت افتاده است صائب تبریزی
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."
|
در میان آریایی ها آتش مقام ارجمند داشت از مراسم دلپذیر جشن ها... ادامه مطلب



