| عشق در اشعارپارسی2 |
|
|
|
![]()
در تمام عمر اگر يك روز عاشق بوده اي از حساب زندگاني روز حشر آسوده اي صائب تبریزی
كرده ام عهد كه كاري نگزينم جز عشق بي تأمل زده ام دست به كاري كه مپرس صائب تبریزی
ديده از اشك و دل از داغ ولب از آه پر است عشق در هر گذري رنگ دگر ميريزد صائب تبریزی
حريم عشق رادرگه بسي بالاترازعقل است كسي آن آستان بوسدكه جان درآستين دارد حافظ
از پريدنهاي رنگ و از تپيدنهاي دل عاشق بيچاره هرجاهست رسواميشود سالك يزدي
غير از گهر عشق كه پاينده و باقي است باقي همه چون موج ز دريا گذرانند صائب تبریزی
قسم به عشق،كه ازفيض پاك داماني است كه خلوت همه خوبان كنار آئينه است صائب تبریزی
آفتاب روز محشر بيشتر ميسوزدش هركه اينجاد ردو داغ عشق كمتر ميكشد صائب تبریزی
عيبم مكن از عشق كه در مكتب ايّام آموخته بودم به از اين گر هنري بود عبرت نائيني
بشوي اوراق اگــــر همدرس مائي كه علم عشق در دفتــــر نباشد حافظ
معلّمت همه شوخي و دلبري آموخت جفا و ناز و عتاب و ستمگري آموخت همه قبيله من عالمــــان دين بودند مرا معلّم عشق تو شاعري آموخت سعدي
بهكدام مذهب استاين؟بهكدامملّتاستاين؟ كه كشند عاشقي را،كه تو عاشقم چرائي؟ عراقي
عشق پيش ازاجلم كشت وبه مردن نگذاشت شاد ازاينم كه مرادوست به دشمن نگذاشت شوشتري
مستم ز مي عشق چنان كز پس مرگم صد ميكده از خاك من آباد توان كرد صفائي نراقي
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."
|




