| روزگار در اشعار پارسی 1 |
|
|
|
|
قصّاب كاشاني
روزگــــــــاري دل رميدة من از دو گل چهره بوسه اي ميخواست آن يكي سركشيد و ناز افزود وين يكي بــــوسه داد و بزم آراست هوشنگ ابتهاج
ما و زلف او به يك طالع ز مادر زاده ايم مي شوي آشفته حال از روزگارمامپرس قصاب كاشاني
روزگارم نام داد و كامراني را گرفت تا زبانم داد ، شوق همزباني را گرفت هيچ داني روزگار حيله گر با من چه كرد؟ سالها عمر عبث داد و جواني را گرفت مهدي سهيلي
واي بر حال گرفتاري كه دست روزگار دست او ميگيرد وبردست هجران ميدهد فروغي بسطامي
اي كه با درد محبّت زندگاني ميكني روزگارت خوش كه عيش جاوداني ميكني ابوالحسن ورزي
در روزگار ، هيچ نديدم فراغتي تا آمدم به خود نگرم روزگار رفت همت بختياري
از جور روزگار چه گويم كه در فراق هم روز من سيه شد و هم روزگار من هلالي جغتائي
خوش باش كه روزگار پيش از من و تو تا بود چنين بود و چنين خواهد بود هلالي جغتائي
در روزگار حسن تو يك دل نشان كه داد كو لحظه لحظه خون نشدودمبدم نسوخت اوحدي مراغهاي
سينه من گور عشق و آرزوها بود و من زنده بودم روزگاري در مزار خويشتن بهادر يگانه
مرا در روزگـــــــــاران جواني كه شيرين بود و خّرم روزگاري نگـــــــــاري بود و افسونگر نگـــــاري شكفته همچو باغي در بهاري ابوالحسن ورزي
خود را شكفته دار به هر حالتي كه هست خوني كه ميخوري به دل روزگار كن صائب تبریزی
روزگاري من و دل ساكن كویي بوديم ساكن كوي بت عربده جوئي بوديم وحشي بافتي
سيه تر از سر زلف تو روزگار من است دگر چه خواهد از اين بيش روزگار از من شهريار
از روزگار عاطفه هرگز طمع مدار اصلانشان عاطفه در روزگار نيست شهريار
روزگاراين سان كه خواهد بي كس وتنهامرا سايه هم ترسم نيايد ديگر از دنبال من شهريار
رفتي و گفتم اي شه بيدادگر برو تا روزگار بر سر داد آورد مرا شهريار
روزگاراست اينكه گه عزّتدهد گه خوار دارد چرخ بازيگر از اين بازيچه ها بسيار دارد ثنائي فراهاني
نبايد تاخت بر بيچارگان روز توانائي به خاطر داشت بايد روزگار ناتوانائي پروين اعتصامي
شد از فشار گردون مويم سپيد وسرزرد شيري كه خورده بودم در روزگارطفلي صائب تبريزي
ز روزگار جواني خبر چه ميپرسي چو برق آمد و چون ابر نوبهار گذشت صائب تبريزي
هر چند روزگار ستمكار كينه جو است چشم ستمگر تو بود فتنه خواه تر صائب تبريزي
هر كه آمد در غم آباد چهان چون گردباد روزگاريخاكخورد آخر بهخود پيچيدو رفت صائب تبريزي
افغان ز سخت گيري صيّاد روزگار كاندم قفس شكست كه بشكست بال ما دولتشاه
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."
|



